به یادتم
دلم میخواست وقتی از سرکار میرم خونه خونه تو رو ببینم
و خونه خونه ی خودمون بود
اما خب نیست
اما خب دورم نیست....
روزی تو در باز میکنی...
برچسب:
نویسنده: علی توکلی
و امروز جمعه . اخرین روز بهار
چه روز سنگینی بود
ندیدمت
امروز کاش میشد بیام ببینمت.
من میدونم ...
میدونم...
و تو بدون خیلی دوستت دارم...
امروز همش به یاد تو گذشت
ولی باید کار کنم میدونی باید کار کنم تا بتونم سر بلند باشم پیش خودم و تو
واسه همین همه ش دنبال کارام بودم.
دوستت دارم عزیزترینم
تو این هفته میام دیدنت
دلم برای عطر حضورت پر میزنه...
عاشقانه ترین...
شبت بخیر
آقای درختت...
برچسب:
نویسنده: علی توکلی
نشد دیگه...همین...پایان .
2 روز مونده به سربازی. میدونم نمیخونی...میدونم نمیای... من همه کاری کردم..نشد...
من به خاطر کی میرم؟ نیسی اما دیگه...
هم...
نمیدونم...
باید زنده بمونم...
میدونم دیگه زندگی هیشوق مث قدیم نمیشه اما ...
بگذریم
نشد
خدافظ
برچسب:
نویسنده: علی توکلی
وقتی که من روی کاپوت ماشینم نشسته بودم و شخصی سلامم کرد...
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
برچسب:
نویسنده: علی توکلی
برچسب:
نویسنده: علی توکلی
برچسب:
نویسنده: علی توکلی
امروز که تو بیدار شدی : روز شروع شد و با اولین غم و درد امروزت هوای زندگیم ابری شد... امروز که تو بیمار بودی سراسر بدنم تیر کشید و نگران و دپرست بودم...دلم می خواست باشم که پتویی شم برات گرم و نرم...د
برچسب:
نویسنده: علی توکلی